تبليغاتX
رویای سبز

مطالب اخير

امکانات جانبی






جمعه بیست و ششم مهر 1387

تکرار غريبانه ی روزها يت چگونه گذ شت
وقتی روشنی چشمهايت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود
بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکيت,
از تنهايی معصومانه ی دستها
آيا می دانی که در هجوم دردها و غم هايت و در گيرودار ملال آور دوران زندگيت حقيقت زلالی درياچه ی نقره ای نهفته بود؟
آ
اکنون آمده ام تا دستهايت را به پنجه ی طلايی خورشيد دوستی بسپاری و در آبی بيکران مهربانی ها به پرواز در آيی

و اينک آن شکفتن و سبز شدن در انتظار توست
در انتظار تو......





  • آنه

    Ou know how I feel
    You listen to how I tink
    You understand …
    You are
    My
    Friend
    تو می دانی چه احساسی دارم
    تو می شنویی که چگونه می اندیشم
    تو درک می کنی ......
    تو دوست منی .


    skys_2005@yahoo.com

نویسندگان