تبليغاتX
رویای سبز

مطالب اخير

امکانات جانبی






جمعه بیست و ششم مهر 1387

تکرار غريبانه ی روزها يت چگونه گذ شت
وقتی روشنی چشمهايت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود
بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکيت,
از تنهايی معصومانه ی دستها
آيا می دانی که در هجوم دردها و غم هايت و در گيرودار ملال آور دوران زندگيت حقيقت زلالی درياچه ی نقره ای نهفته بود؟
آ
اکنون آمده ام تا دستهايت را به پنجه ی طلايی خورشيد دوستی بسپاری و در آبی بيکران مهربانی ها به پرواز در آيی

و اينک آن شکفتن و سبز شدن در انتظار توست
در انتظار تو......



پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387

تو نشانه ای

تو به آدمیان جهت را نشان می دهی

تو یاد آورصبرو استقامتی



پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387

در فراسوی مرزهای بی انتهای عالم هستی بدنبال تو می گشتم هر کجا قدم می نهادم بوی تو روحم را نوازش می داد اما حضورت را احساس نمی کردم تا این که در اوج نومیدی تو را در خود یافتم ای سایه ام !

 



دوشنبه بیستم خرداد 1387

People say the sky is blue

But

I say the sky is brown

Because

I see the sky is your eyes

 



دوشنبه بیستم خرداد 1387

یک جعبه مداد رنگی

                              یک دفتر نقاشی

یک آسمان آبی

                             یک دشت سر سبز

یک گلدان گل سرخ

                            یک خورشید طلایی

یک دل پاک سفید

 

 



یکشنبه پنجم خرداد 1387

دوست کیست ؟

کسی که با او شهامت آن می یابی که خودت باشی . با او روح تو عریان حضور می یابد

کسی است که از تو می خواهد که صورتک از چهره بر داری و فقط آن باشی که هستی .

از تو نمی خواهد که بهتر یا بدتر باشی

وقتی بااو هستی احساس زندانی را داری که بی گناهی او به اثبات رسیده است

نیازی به آن نیست که در برابر او جبهه بگیری

بتوانی آنچه را که می اندیشی بر زبان بیاوری آنچه را که واقعا در دل داری

با او آزاد نفس میکشی . در برابر او می توانی به نارسایی ها ،حسادتها ،

تنفر ها ،پستی ها و پوچی های وجودت اعتراف کنی .

او دوستت دارد همچون آتش  است که پالایش می کند .

او می فهمد ،آری او می فهمد .

با او می توانی گریه کنی ،نغمه سرایی کنی ،بخندی ،دعا کنی .

در آشکار ونهان او شاهد است،می داند و بر تو عاشق است.

دوست کیست؟ باز می گویم :

کسی که با او شهامت آن می یابی که خودت باشی .

 



سه شنبه سی ام بهمن 1386

 

قسم به شب ،قسم به ستاره قسم به نور قسم به معراج و قسم به راز خلقت که بر همه پوشیده است که تنها تورا می خوانم و می خواهم .بار خدایا اگر این قلب چون صدف باشد نام چون تک مرواریدی در آن نهفته است و اگر قطره قطره اشکهایم را که هر شبانگاه بر گونه هایم جاری می شود تجزیه کنند چیزی جز نام تو در آن نمی یابند .



سه شنبه شانزدهم بهمن 1386

 

عشق شادی است عشق آزادی است

عشق آغاز آدمیزادیست

عشق آتش به سینه داشتن است

دم همت بر او گماشتن است

تش نبض باغ در دانه است

در شب ییله رقص پروانه است



سه شنبه شانزدهم بهمن 1386

 

قسم به شب ،قسم به ستاره قسم به نور قسم به معراج و قسم به راز خلقت که بر همه پوشیده است که تنها تورا می خوانم و می خواهم .بار خدایا اگر این قلب چون صدف باشد نام چون تک مرواریدی در آن نهفته است و اگر قطره قطره اشکهایم را که هر شبانگاه بر گونه هایم جاری می شود تجزیه کنند چیزی جز نام تو در آن نمی یابند .

 



چهارشنبه دهم بهمن 1386

The time to be happy is now

'N the place to be happy is here

'N the way to be happy

Is to make others happy

'N you will have a bit of heaven

Right here



چهارشنبه سوم بهمن 1386

تنهایت که به اوج می رسد همه را که می آزمایی از همه که می بری همه مشتها که باز می شود وهمه برگها که رو میشود وقتی که دست تقدیر همه را ازاطراف وجین می کند وقتی که تنهایی تنها می شوی تازه به صرافت خدا می افتی و سایه مبهم خدا را در آینه وجود می بینی که دستهای مهربان خود را گشوده و تو را بسوی خویش فرا می خواند وناگهان تمام وجود تو از نیاز به بازوان پر مهر خدا لبریز می شود و بی اتکا به همه چیز بی هیچ چیز خود را در گرمای بازوان پر مهر او گم می کنی و ضجه می زنی که:

خدای من ، پروردگار من ، کیست که مرا یاری کند ؟

نیازی به پاسخ نیست ،پاسخ در نیاز توست ،در چشمهای تمنای تو و در مهربانی دستها وگرمی معشوق

ساقه امید که ریشه می کند و برگهای نیاز که سبز می شود زمزمه می کنی که:

ای تکیه گاه من ای پناه من

آرام آرام از زمین خود پرستی رها می شوی و در آسمان عبودیتش اوج می گیری



دوشنبه یکم بهمن 1386

این  زندگی ازآن توست !

برای امری که قصد انجامش را کرده ای....

بپا خیز !

و با شایستگی آن را به انجام برسان



پنجشنبه هشتم آذر 1386

درجایی زیر آسمان آبی آنجا که عشق بودو سکوت ، آری تنها آهنگ دلنواز رویاهای طلایی مرا بسوی آشنایی دیرین خواند .سراغت را از ستاره ها،از چکاوک ها …… سراغت را از تمام زیبایی ها گرفتم آنجا که ماه مهربان برای دریایی ها دست تکان می داد  آنجا که از آسمانش نور می بارید.عشق ،عاطفه ……آنجا که بهار آوازش را به گردش نیلوفران باغ همسایه می رساند . آنجا که اندیشه خورشید تپش قلبهای عاشق را به ثانیه می شمرد من در آنجا به جستجو تو بودم من در آنجا نه نشانی از سرخی غروب ونه نشانی از چهره غم دیدم من در آنجا عشق را لمس کردم مزهاش را چشیدم شیرینی به خوشی ساحل ،شیرینی به طمع یک لبخند……

 



پنجشنبه هشتم آذر 1386

چندي است که آنتن دل را به روي قله رفيع عشق نصب کرده ام تا بتوانم امواجي را که شقايق ها مي فرستندبا گوش دل بشنوم.گيرنده وجود را که بروي موج دل تنظيم ميکنم ترنمي آغشته با با صميميتواحساس روحم را نوازش مي دهد :که اينجا سرزمين شقايق هاست صداي ما را از مرکز عاطفه مي شنويد.برنامه در تمام مدت شبانه روز بروي فرکانس هاي غم وشادي پخش مي شود .برنامه هاي راديو شقايق آغاز مي شود مثل هميشه با پخش آوايي که از ذره ذره سلوليمان نفوذ مي کند. باز هم هوا باراني است



پنجشنبه هشتم آذر 1386

I believe that we cannot live better
than in seeking to become
still better than we are.
 
در تکاپو....و
تا بهتر از آن باشيم که هستيم
بهتر از اين شيوه اي براي زيستن نيست
 

 



چهارشنبه هفتم آذر 1386

شب مهربان است و ستارگان نيز به سان ساق دوشهايي کوچک در کنار او گام بر مي دارند تا شيفتگان خورشيد را تسلي بخشند.
شب هنگام نجواست نجوا با معشوق
هنگام زيارت است زيارت عشق
وهنگام تامل است تامل بر انديشه ها .

 



چهارشنبه هفتم آذر 1386

In the pursuit of any dream
there will be moments
when it seems that
the dream is lost.
It is then that you must have faith
in the person that you are.
Believe that you have
the ability to overcome
any obstacle standing in your way
and when your dream comes true
you will realize then
what a stronger person
you have become.


خود و روياهايت را باور کن
به دنبال هر رويا
لحظاتي پيش مي آيد
که گويي آن را از دست داده اي
درست در همان لحظه است که بايد خود را باور کني
باور به اين که قادر به هموار ساختن هر مانع در هر راهي
و آن گاه که روياهايت به حقيقت پيوست
.در خواهي يافت که چقدر نيرومند شده اي

      





  • آنه

    Ou know how I feel
    You listen to how I tink
    You understand …
    You are
    My
    Friend
    تو می دانی چه احساسی دارم
    تو می شنویی که چگونه می اندیشم
    تو درک می کنی ......
    تو دوست منی .


    skys_2005@yahoo.com

نویسندگان