تبليغاتX
رویای سبز

مطالب اخير

امکانات جانبی






چهارشنبه سوم بهمن 1386

تنهایت که به اوج می رسد همه را که می آزمایی از همه که می بری همه مشتها که باز می شود وهمه برگها که رو میشود وقتی که دست تقدیر همه را ازاطراف وجین می کند وقتی که تنهایی تنها می شوی تازه به صرافت خدا می افتی و سایه مبهم خدا را در آینه وجود می بینی که دستهای مهربان خود را گشوده و تو را بسوی خویش فرا می خواند وناگهان تمام وجود تو از نیاز به بازوان پر مهر خدا لبریز می شود و بی اتکا به همه چیز بی هیچ چیز خود را در گرمای بازوان پر مهر او گم می کنی و ضجه می زنی که:

خدای من ، پروردگار من ، کیست که مرا یاری کند ؟

نیازی به پاسخ نیست ،پاسخ در نیاز توست ،در چشمهای تمنای تو و در مهربانی دستها وگرمی معشوق

ساقه امید که ریشه می کند و برگهای نیاز که سبز می شود زمزمه می کنی که:

ای تکیه گاه من ای پناه من

آرام آرام از زمین خود پرستی رها می شوی و در آسمان عبودیتش اوج می گیری



دوشنبه یکم بهمن 1386

این  زندگی ازآن توست !

برای امری که قصد انجامش را کرده ای....

بپا خیز !

و با شایستگی آن را به انجام برسان





  • آنه

    Ou know how I feel
    You listen to how I tink
    You understand …
    You are
    My
    Friend
    تو می دانی چه احساسی دارم
    تو می شنویی که چگونه می اندیشم
    تو درک می کنی ......
    تو دوست منی .


    skys_2005@yahoo.com

نویسندگان